دیدگاه: گردش ۴۱ انجمن زرتشتیان تهران چگونه خواهد گشت؟

views

کیوان هور: چهارسال پیش درست در همین روزها که سی و نهمین گردش انجمن زرتشتیان تهران واپسین روزهای خود را پشت سر می گذاشت گفتگویی انجام دادم با رستم آبادیان فرنشین آن زمان انجمن. رستم آبادیان فرنشین گردشی بود که شایدبتوان آن را پرحادثه ترین گردش انجمن پس از انقلاب نامید.

انجمنی که با استعفای بیش از یک سوم هموندانش در آغاز کار روبرو شد و در میانه راه به سبب به حدنصاب نرسیدن هموندانش مجبور شد تا انتخابات میاندوره ای برگزار کند.آن روز رستم آبادیان برای اینکه بتواند گستردگی کارها و مسئولیت های انجمن زرتشتیان تهران را به خوبی برای من که بسیار به عملکرد انجمن انتقاد و اعتراض داشتم بیان کند جمله جالبی را به کار برد .آبادیان گفت که انجمن زرتشتیان تهران مانند یک وزارتخانه است و برای اداره آن زمان و نیروو برنامه ریزی بسیار لازم است.سخنی که بعد ها بسیاری از هموندان بعدی انجمن به درستی آن اذعان کردند.

روزهایی بعد از آن گفتگو هنگامی که برای شناختن بیشتر نامزدهای حضور در هیات مدیره گردش ۴۰ انجمن به تالار دبیرستان فیروزبهرام رفته بودم از زبان بسیاری از آن نامزدها که تقریبا تمامی آنها به گردش جدید راه یافتند شنیدم که در معرفی برنامه های خود برای انجمن گفتند در پی آن هستند تا سرمایه های راکد انجمن را که در حسابهای بانکی موجود است به سود هازمان زرتشتی به جریان بیندازند .کاری که به گمان آنها گردش 39 انجام نداده بود.

این روزها و در حالی که گردش ۴۰ نیز به پایان راه خود رسیده است مهمترین انتقاد هازمان به این گردش ازبین بردن همان سرمایه هایی است که برآن بودند تا آنها را به جریان بیندازند. مهمترین اشتباه گردش 40 اما همین بود که نفهمید تفاوت “به جریان انداختن سرمایه” و “خرج کردن ” آن چیست؟ گردش ۴۰ که گویا از وزارتخانه بودن انجمن تنها در اختیار داشتن بودجه های میلیونی را قبول داشت بدون آینده نگری و برنامه ریزی درست برای سرمایه ،آن را خرج مواردی کرد که شاید کمترین بازگشت را برای انجمن داشته باشد. هزینه این اشتباه آنقدر بالا بود که گویا در پایان دوره گردش انجمن پولی برای هزینه های جاری اش در خزانه نداشت و اگر نبود آن چند صد میلیونی که بابت اجاره زمین های قصرفیروزه دریافت کرد مشخص نبود چه اتفاقی خواهد افتاد تا باز هم ناگزیر درودی بفرستیم بر روان کیخسرو شاهرخ با آن آینده بینی اش.

گردش ۴۱اما در حالی کارش را آغاز می کند که به آسانی و با استفاده از تجارب دوگردش پیشین می تواند برنامه ریزی درستی برای سرمایه های مادی و معنوی انجمن انجام دهد.چهل و یکمین گردش دیگر آن میلیون ها نومان را در حساب ندارد تا با خاطری آسوده انها را خرج کند و از سویی دیگر با افزایش تورم هزینه های جاری وهزینه های نگهداری از اموال انجمن افزایش یافته است.همچنین به سبب خیریه بودن انجمن زرتشتیان تهران امکان این که انجمن بتواند فعالیت هایی درآمد زا داشته باشد بسیار محدود خواهد بود.بنا بر تمامی این موارد بایسته است تا انجمن راهبردی دقیق و کارساز برای “به جریان انداختن” سرمایه های انجمن بیابد.

در این راه گردش تازه با چالش هایی روبرو خواهد بود. نخست بیماری کهنه تمامی انجمن های ما یعنی “یکی بودن مدیر و مجری”می تواند بزرگترین سد در برابر تصمیم سازی درست انجمن باشد.بازکردن و تقویت کمیسیون های انجمن و همچنین داشتن روابط عمومی قوی در هازمان می تواند نیروهای بالقوه را بالفعل کرده و آنها را به نقش آفرینی در هازمان تشویق و ترغیب کند.

چالش بعدی انجمن که شاید بتواند برتمامی تصمیم سازی های هیات مدیره تاثیر مستقیم داشته باشد تقابل سنت و مدرنیته در این هیات مدیره است. تقابلی که هم می تواند چالش باشد و هم می تواند بهتریت فرصت ها را در اختیار هیات مدیره برای پردازش و گفتگوی بیشتر و عمیقتر در مورد تصمیم ها قرار دهد. چگونگی روبرو شدن با این چالش تنها به میزان ظرفیت دموکراتیک هموندان هیات مدیره بستگی دارد.

بزرگترین چالش انجمن اما در دبیرخانه تازه نقل مکان کرده اش است . جایی که باید به عنوان بازوی اجرایی هیات مدیره باری سنگین را بر دوش بکشد . شاید برای این دبیرخانه تنها یک رییس و چند کارمند کافی نباشد.بازوی اجرایی انجمن باید بسیار گسترده تر از چند کارمند ساده و یک سرپرست باشدبه گونه ای که دبیرخانه بخشی از آن بازوی اجرایی باشد نه تمام آن.دبیرخانه کنونی انجمن های ما سالهاست که زیراین بار سنگین کمر خم کرده است.

امیدوارم تا گردش تازه بتواند هوایی تازه را برای هازمان زرتشتی به ارمغان آورد.

(با سپاس از آقای کیوان هور که دیدگاه خود را برای شبکه خبری زرتشتیان جهان ارسال کردند.)

Comments are closed.